|
درباره وب ![]() اگر در گوشه ای اتفاقی می افتد، کسانی هم که در آن سهیم نبودند، دستهایشان آلوده است. . . آخرین مطالب
آرشيو وب
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:52
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:51
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:50
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:48
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:48
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:44
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:43
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:42
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:40
سه شنبه 18 مرداد1390 :: 15:37
(ترانه سرا : عبدالجبار كاكائي , تنظيم كننده : آرمان موسي پور ,ملودي : محمد عليزاده و آرمان موسي پور ) ![]() دوشنبه 17 مرداد1390 :: 15:18
نام آهنگ:ستايش خواننده:امير عباس فرمت كيفيت:mp3 128 kb مدت زمان:3 دقيقه و 10 ثانيه حجم:2.97 MB دانلود آهنگ ستايش با لينك مستقيم (سرور اصلي) دانلود آهنگ ستايش با لينك مستقيم (سرور 1) دانلود آهنگ ستايش با لينك مستقيم (سرور كمكي) دوشنبه 17 مرداد1390 :: 15:17
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 15:12
![]() بسم الله الرحمن الرحيم اينجانب محسن قرائتى فرزند علينقى، در سال 1324 هجرى در كاشان بدنيا آمدم. مرحوم جدم، در زمان رضاخان كه با تمام قدرت با اسلام و مظاهر آن مبارزه مىشد، جلسات قرآن را در خانه هاى مردم كاشان تشكيل مىداد و بخشى از عمر خود را در اين راه صرف نمود. لذا فاميل ما قرائتى شد. پس از او، مرحوم پدرم با تشكيل اين جلسات در خانه ها، مساجد و تكايا راه پدرش را ادامه داد و به استاد قرائت قرآن معروف شد. آن مرحوم از بازاريانى بود كه حدود چهل سال با شنيدن صداى اذان، مغازه خود را مىبست و به سوى مسجد و نماز اول وقت مىشتافت. فردى بود كه با آموزش قرآن و برگزارى مجالس دينى، احياى بعضى از مساجد مخروبه و متروكه، و تلاش در اين راه، براى ديگران الگو شده بود و در عوض خداوند به او روحى مطمئن و حكمت و عرفان جوشيده از درون، عطا فرموده بود. چيزى كه ذهن و فكر او را مشغول مىكرد، اين بود كه تا حدود سن چهل سالگى صاحب فرزندى نشده بود، تا اين كه با همه مشكلات موجود در آن زمان، با عنايت و لطف خداوند بزرگ، موفق به زيارت خانه خدا و اعمال حج گرديد. شايد بتوان گفت اين هم در شرايط موجود زندگىاش، اجرى از جانب پروردگارش نسبت به تلاش و كوششهاى قرآنى و دينىاش بود. او در همان سفر در كنار خانه خدا چنين دعا مىكند:اى خدايى كه فرموده اى: «ادعونى استجب لكم» (بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را»! اى خالق يكتا! فرزندى به من عطا فرما كه مبلغ قرآن و دين تو باشد. اين دعا به اجابت رسيد و خداوند او را صاحب فرزندانى نمود كه برخى از آنان به لباس مقدس روحانيت در آمدند. گفتنى است كه من در سنين نوجوانى كه شناخت و اطلاعات كافى نداشتم با پيشنهاد مرحوم پدرم براى ورود به حوزه، موافق نبودم ولى با اصرار و تشويق او در سن چهارده سالگى وارد حوزه شدم. يك سال در كاشان زير نظر استاد آيت الله صبورى دامت بركاته مشغول درس شدم. هر شب نيز به طور مرتب در جلسه تفسير قرآن مرحوم آيت الله حاج شيخ على آقا نجفىقدس سره كه بعد از نماز مغرب و عشا برقرار مىشد شركت مىكردم. اين جلسه دل مرا به تفسير قرآن جذب نمود. از آن زمان به بعد با قرآن انس پيدا كردم و تا به حال الحمدلله ادامه دارد. با اطمينان مىگويم كه بيشترين مطالعه من درباره قرآن و تفسير بوده و چون قرآن و كلام خدا نور است، تا به حال در راه تبليغ درمانده نشده ام. حتى زمانى هم كه براى ادامه تحصيل وارد حوزه علميه قم شدم، در كنار (لمعه) كتاب درسى رسمى حوزه، تفسير «مجمع البيان» را با برخى از دوستان، مطالعه و مباحثه مىكردم. همين كه دروس سطح و مقدارى از درس خارج را در حوزه گذراندم، به فكر افتادم كه خلاصه مطالعات و مباحثات تفسيرى خود را يادداشت كنم و اين كار را تا پايان چند جزء ادامه دادم. در آن ايام شنيدم كه آيت الله مكارم شيرازى - دامت بركاته - با جمعى از فضلا تصميم دارند تفسير بنويسند. من نوشته هاى تفسيرى خود را ارائه دادم و ايشان هم پسنديده و من به جمع آنان پيوستم. حدود پانزده سال طول كشيد تا تفسير نمونه در 27 جلد به اتمام رسيد و تا به حال بارها تجديد چاپ و به چند زبان ترجمه شده است. تقريبا نيمى از تفسير نمونه تمام شده بود كه انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمينى به پيروزى رسيد و من به پيشنهاد علامه شهيد مطهرىقدس سره و مؤافقت امام خمينى (ره ) براى اجراى برنامه درس هايى از قرآن، به تلويزيون رفتم. در اين بين به فكر افتادم درس تفسيرى را در سطح فهم عموم شروع كنم. براى اين كار با گرفتن دو همكار، علاوه بر تفسير نمونه، از ده تفسير ديگر يادداشت بردارى كرديم و برنامه تفسير خود را با عنوان «آينه وحى» در راديو آغاز كرده و تاكنون پيش رفته ام. بارها از طرف دوستان و ديگران، پيشنهاد شد كه آنچه را در راديو مىگويم، به صورت كتاب منتشر كرده و در دسترس عموم به خصوص عزيزان فرهنگى قرار دهم. با اين تصميم و نيت چند جزء از يادداشتهاى تفسيرى خود را در حضور دو نفر از فقهاى قرآن شناس و محقق كه از اساتيد حوزه علميه قم هستند خواندم و با تأييد و اصلاح آن دو بزرگوار، به سبك و برداشتهاى تفسيرى خود اطمينان بيشترى پيدا كردم. پس از آن چند نفر از فضلا كار بازنويسى و تدوين آن را انجام دادند و تحت عنوان «تفسير نور» منتشر گرديد. اين تفسير داراى امتيازاتى است، كه در مقدمه جلد اول ذكر شده است. برگردم به گذشته خود. سال دوم طلبگى به قم آمده، در مدرسه مرحوم آيتالله العظمى گلپايگانى قدس سره و مدرسه خان مشغول به تحصيل شدم. سپس براى ادامه تحصيل به نجف اشرف هجرت كرده، رسائل و مكاسب را در آن جا به پايان رساندم و دوباره به قم مراجعت كردم. پس از امتحان كفايه، چند سالى هم در درس خارج شركت كرده و در مجموع شانزده سال در كاشان، قم، مشهد و نجف بودم تا درسهاى سطح حوزه را تمام كردم. همواره در اين انديشه بودم كه قرآن و اسلام براى همه اصناف و طبقات مردم است و كودكان و نوجوانان هم از همين مردماند. ما پزشك اطفال داريم ولى روحانى اطفال نداريم، لذا تصميم گرفتم در اين راه به قصد خدمت به نسل جوان و آينده سازان، اسلام و معارف قرآنى را با زبان ساده و روان به آنها منتقل نمايم. از اين رو به كاشان برگشتم و ضمن دعوت نوجوانان، برنامه تبليغى خود را با حضور هفت نفر آغاز كردم و به علت علاقه و استقبال نوجوانان، كلاسها را ادامه دادم، هر هفته از قم به كاشان مىرفتم؛ با اين انديشه كه قرآن دهها داستان و قصه دارد و پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله با همين داستانها، سلمان و ابوذرها را تربيت فرموده، كلاسم را با تلفيقى از اصول عقايد، احكام و داستانهاى قرآنى اداره كردم، و به ارائه مطالب زنده و تازه روى تخته سياه پرداختم. نحوه كلاسدارى و قدرت تشبيه و تمثيل من، به جذابيت جلسات و استقبال از آنها، به شكل چشمگيرى افزود. جلسات كاشان، چند سال ادامه داشت و بركاتى را نيز به همراه داشت. البته چون اين كار بىسابقه بود كه يك روحانى به جاى منبر پاى تخته سياه برود و براى كودكان و نوجوانان جلسه و كلاس داشته باشد؛ گاهى مورد بىمهرى برخى افراد قرار مىگرفتم، ولى چون به كار خود اعتقاد و ايمان داشتم، در طول اين مدت آنى نسبت به كار خود با شك و ترديد نگاه نكردم، به صورتى كه الان هم پس از گذشت حدود 35 سال از آغاز اين حركت خوب و مثبت، اگر بخواهم آن را از ابتدا شروع كنم، از همان جاى قبلى، آغاز خواهم كرد. به دنبال جلسات كاشان، در قم نيز كار مشابهى را با جوانان و نوجوانان شروع كردم. در جلسات قم، فرزند آيتالله مشكينى دامت بركاته شركت مىكرد و يادداشتهاى كلاس را به رؤيت و اطلاع ايشان مىرسانيد. يك روز آن بزرگوار به كلاس درس آمد و از نزديك اينجانب را مورد عنايت و تفقد قرار داده و فرمود: آقاى قرائتى! حاضر هستى با من يك معامله كنى؟ ثواب جلساتى كه شما براى نسل جوان داريد از من، و ثواب درسهايى كه من در حوزه مىدهم از شما و بعد هم در جلسه درس خود از كار و نحوه كلاس و روش جديد، تجليل و تعريف نمودند. گفتنى است كه آن روزها ايشان براى حدود هزار طلبه، درس مكاسب و تفسير مىفرمودند و من براى بيست نفر جوان جلسه اصول عقايد داشتم. بعد از اين برخورد، به كار و راهى كه انتخاب كرده بودم، عشق و علاقه بيشترى پيدا كردم و بعد از آن هم گروه گروه طلبه ها آمدند تا از نزديك روش كلاسدارى مرا مشاهده كنند. با اين گونه تشويق ها و استقبال ها به ذوق آمده و تصميم گرفتم مطالب را دسته بندى، منظم و ياداشت كنم. البته در زمان طاغوت هم از طرف تلويزيون به پيشنهاد بعضى مرا براى اجراى برنامه و كلاس دعوت كردند، ولى به دليل اين كه نخواستم بازوى دستگاه طاغوت باشم، قبول نكردم. به علت عشق زيادى كه به كار داشتم، تقريبا به تمام شهرهاى ايران مسافرت نموده، كلاسى برقرار مىكردم. در اوائل كار به جلسات دبيران تعليمات دينى راه يافتم. در يكى از سمينارها كه مقام معظم رهبرى دامت بركاته و شهيد دكتر بهشتىقدس سره تشريف داشتند، در آن جلسه برنامه اجرا كردم و از طرف مقام معظم رهبرى دامت بركاته مورد تفقد قرار گرفتم. ايشان مرا به منزل خود دعوت كردند و بعد از تشويق، مسجد امام حسن عليه السلام را كه در آن اقامه جماعت داشتند و آن روزها از مساجد فعال و موفق و مبارز پرور عليه طاغوت در مشهد بود، براى كلاسدارى در اختيارم گذاشتند. در سفر تبليغى به اهواز هم، با علامه شهيد مطهرىقدس سره آشنا شدم. ايشان روش كلاسدارى مرا ديده و بسيار پسنديد. من از اول، معلم قرآن بودم و با اسلوب جديدى كه داشتم، نسل نو را با قرآن آشنا مىكرد. در زمانى كه امام خمينىقدس سره فرياد الهى - سياسى خود را عليه طاغوت بلند كردند، من دروس مرحله اول حوزه را مىخواندم و شرايط سنى لازم براى شركت در بعضى از برنامه ها را نداشتم البته در آن زمان به ديدار بعضى علماى زندانى و تبعيدى در محل زندان و تبعيد مىرفتم و در زمينه حمايتهاى جانبى، اطلاع رسانى و تشويق مردم به مسائل انقلاب بىتأثير نبودم. در همان زمان، عوامل رژيم و ساواك، براى دستگيرى من چندمرتبه شبانه به خانه پدرم در كاشان و منزل خودم در قم حمله ور گشتند، ولى موفق نشدند. چند ماهى هم زندگى مخفى داشتم تا انقلاب اسلامى ايران با امدادهاى الهى و رهبرى حضرت امام خمينىقدس سره و پشتيبانى ملت مؤمن و غيور و شجاع به پيروزى رسيد و دوران جديدى از فعاليتهاى فرهنگى با احساس مسؤوليت بيشترى آغاز شد. بعد از پيروزى انقلاب، با پيشنهاد علامه شهيد مطهرى قدس سره و مؤافقت امام خمينىقدس سره براى اجراى برنامه، به تلويزيون معرفى شدم، روزى كه به آن تشكيلات وارد شدم، بيشتر كاركنان نمىدانستند، قبله كدام طرف است و... در آن جا با بهانه گيرى و وسواس زياد مرا آزمايش كردند و زمانى كه در اين جهت موفق يافتند، پيشنهاد كردند كه بدون لباس روحانيت برنامه اجرا كنم و به طور علنى گفتند: ما به جز دو روحانى (حضرت امام و آية الله طالقانى) به ديگران اجازه حضور در اين تشكيلات را نمىدهيم. من هم با اين پيشنهاد موافقت نكرده و اعلام داشتم: برخورد شما را به اطلاع حضرت امام قدس سره خواهم رساند. بعد از اين اخطار، آنان قبول كردند كه با لباس روحانى اجراى برنامه كنم. به هر حال سالهاست است كه اين برنامه تلويزيونى - كه از باقيات الصالحات علامه شهيد مطهرىقدس سره و حمايتهاى امام عزيزقدس سره است - برگزار مىشود و بر اساس نظر سنجىهاى خود صدا و سيما از برنامه هاى مؤفق بوده است. امام خمينىقدس سره به واسطه ى همان برنامه تلويزيونى، به اينجانب لطف و عنايت خاصى داشت و هر بار كه خدمت ايشان مىرسيدم مورد لطف و محبت ايشان قرار مىگرفتم. برنامه درسهايى از قرآن، كه بنا بود از طرف مديريت آن زمان تلويزيون تعطيل شود، ايشان به وسيله يكى از اعضاى دفتر خود، به رئيس صدا و سيما اعلام فرمودند كه اين برنامه ها مفيد بوده و بايد باشد و چون من بابت اجراى برنامه ها حق الزحمه اى دريافت نمىكردم، آن امام بزرگوار چند بار مبلغ قابل توجهى برايم فرستاد كه بخدمتشان شرفياب شده و اعلام كردم من فعلاً نياز ندارم ولى ايشان مىفرمود: اين از بيت المال نيست و نزد شما باشد و بعد از اين آشنايى بود كه آن رهبر فرزانه حكم نمايندگى خود را در سازمان نهضت سوادآموزى به من اعطا فرمود. دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:58
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:43
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:42
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:40
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:39
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:38
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:36
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:35
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:33
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:32
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:18
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 14:16
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:55
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:52
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:47
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:44
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:42
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:37
استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آيت الله العظمي بروجردي (در فقه و اصول) و حضرت امام خميني ( به مدت 12 سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سيد محمد حسين طباطبائي (در فلسفه : الهيات شفاي بوعلي و دروس ديگر) بهره مي گيرد. قبل از هجرت آيت الله العظمي بروجردي به قم نيز استاد شهيد گاهي به بروجرد مي رفته و از محضر ايشان استفاده مي کرده است. مولف شهيد مدتي نيز از محضر مرحوم آيت الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي در اخلاق و عرفان بهره هاي معنوي فراوان برده است. از اساتيد ديگر استاد مطهري مي توان از مرحوم آيت الله سيد محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آيت الله سيد محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وي در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصيل علم، در امور اجتماعي و سياسي نيز مشارکت داشته و از جمله با فدائيان اسلام در ارتباط بوده است. در سال 1331 در حالي که از مدرسين معروف و از
کنار امام بوده است به طوري که مي توان سازماندهي قيام پانزده خرداد در تهران و هماهنگي آن با رهبري امام را مرهون تلاشهاي او و يارانش دانست. در ساعت 1 بعد از نيمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد 1342 به دنبال يک سخنراني مهيج عليه شخص شاه به وسيله پليس دستگير شده و به زندان موقت شهرباني منتقل مي شود و به همراه تعدادي از روحانيون تهران زندانی مي گردد. پس از 43 روز به دنبال مهاجرت علماي شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه ساير روحانيون از زندان آزاد مي شود. پس از تشکيل هيئتهاي موتلفه اسلامي، استاد مطهري از سوي امام خميني همراه چند تن ديگر از شخصيتهاي روحاني عهده دار رهبري اين هيئتها مي گردد. پس از ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت توسط شهيد محمد بخارايي کادر رهبري هيئتهاي موتلفه شناسايي و دستگير مي شود ولي از آنجا که قاضي يي که پرونده اين گروه تحت نظر او بود مدتي در قم نزد استاد تحصيل کرده بود به ايشان پيغام مي فرستد که حق استادي را به جا آوردم و بدين ترتيب استاد شهيد از مهلکه جان سالم بدر مي برد. سنگينتر مي شود. در اين زمان وي به تأليف کتاب در موضوعات مورد نياز جامعه و ايراد سخنراني در دانشگاهها، انجمن اسلامي
کردن محتواي نهضت اسلامي پزشکان، مسجد هدايت، مسجد جامع نارمک و غيره ادامه مي دهد. به طور کلي استاد شهيد که به يک نهضت اسلامي معتقد بود نه به هر نهضتي، براي اسلامي کردن محتواي نهضت تلاشهاي ايدئولوژيک بسياري نمود و با اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود و با کجرويها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال 1346 به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسيس حسينيه ارشاد نمود به طوري که مي توان او را بنيانگذار آن موسسه دانست. ولي پس از مدتي به علت تکروي و کارهاي خودسرانه و بدون مشورت يکي از اعضاي هيئت مديره و ممانعت او از اجراي طرحهاي استاد و از جمله ايجاد يک شوراي روحاني که کارهاي علمي و تبليغي حسينيه زير نظر آن شورا باشد سرانجام در سال 1349 عليرغم زحمات زيادي که براي آن موسسه کشيده بود و عليرغم اميد زيادي که به آينده آن بسته بود در حالي که در آن چند سال خون دل زيادي خورده بود از عضويت هيئت مديره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت. در سال 1348 به خاطر صدور اعلاميه اي با امضاي ايشان و حضرت علامه طباطبايي و آِيت الله حاج سيد ابوالفضل مجتهد زنجاني مبني بر جمع اعانه براي کمک به آوارگان فلسطيني و اعلام آن طي يک سخنراني در حسينيه ارشاد دستگير شد و مدت کوتاهي در زندان تک سلولي به سربرد. از سال 1349 تا 1351 برنامه هاي تبليغي مسجدالجواد را زير نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلي بود تا اينکه آن مسجد و به دنبال آن حسينيه ارشاد تعطيل گرديد و بار ديگر استاد مطهري دستگير و مدتي در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهيد سخنرانيهاي خود را در مسجد جاويد و مسجد ارک و غيره ايراد مي کرد. بعد از مدتي مسجد جاويد نيز تعطيل گرديد. در حدود سال 1353 ممنوع المنبر گرديد و اين ممنوعيت تا پيروزي انقلاب اسلامي ادامه داشت. اما مهمترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر خصوصاً در سالهاي 1351 تا 1357 به خاطر افزايش تبليغات گروههاي چپ و پديد آمدن گروههاي مسلمان چپ زده و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهري اولين شخصيتي است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدين خلق ايران » پي مي برد و ديگران را از همکاري با اين سازمان باز مي دارد و حتي تغيير ايدئولوژي آنها را پيش بيني مي نمايد. در اين سالها استاد شهيد به توصيه حضرت امام مبني بر تدريس در حوزه علمي قم هفته اي دو روز به قم عزيمت نموده و درسهاي مهمي در آن حوزه القا مي نمايد و همزمان در تهران نيز درسهايي در منزل و غيره تدريس مي کند. در سال 1355 به دنبال يک درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته مي شود. همچنين در اين سالها استاد شهيد با همکاري تني چند از شخصيتهاي روحاني، «جامعه روحانيت مبارز تهران » را بنيان مي گذارد بدان اميد که روحانيت شهرستانها نيز به تدريج چنين سازماني پيدا کند.
دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:34
مجموع سخنان جلسات تفسیر قران آیت الله مطهری بعد ها در یک مجموعه ی ۹ جلدی به چاپ رسید و بارها تجدید چاپ شد. لازم به ذکر است به دلیل ضعیف بودن امکانات ضبط صدا زمان ایراد این سخنرانی ها (حوالی سال ۱۳۵۰ ) کیفیت بعضی از جلسات سخنرانی یک مقدار پایین است با این حال اکثر جلسات سخنرانی از کیفیتی مناسب و مطلوب برخوردارند. دانلود در ادامه ی مطلب ادامه مطلب ... دوشنبه 17 مرداد1390 :: 13:26
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:29
دانلود در ادامه ی مطلب برچسبها: جهان بینی, دانلود شریعتی, دانلود سخنرانی های صوتی شریعتی ادامه مطلب ... یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:26
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:21
دانلود در ادامه ی مطلب برچسبها: دانلود mp3سخنرانی, دکتر علی شریعتی, خود آگاهی و استعمار, دانلود شریعتی ادامه مطلب ... یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:18
دانلود در ادامه ی مطلب
برچسبها: دانلود mp3سخنرانی دکتر علی شریعتی, دکتر علی شریعتی, دانلود, پیروزی پس از شکست ادامه مطلب ... یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:17
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:15
دانلود در ادامه ی مطلب برچسبها: شریعتی, زن, زن مسلمان, زن مسلمان امروز, دانلود زن مسلمان امروز ادامه مطلب ... یکشنبه 16 مرداد1390 :: 17:13
دانلود در ادامه ی مطلب برچسبها: دانلود شریعتی, علی شریعتی, دانلود اسلام شناسی, دانلود صوتی اسلام شناسی, دانلود کتاب اسلام شناسی, اسلام شناسی, شریعتی مطهری اسلام شناسی ادامه مطلب ... یکشنبه 16 مرداد1390 :: 16:53
تمام نوشته های دکتر شریعتی در ادامه ی مطلب+دانلود مطلب برچسبها: دانلود نوشته های دکتر علی شریعتی, دست نوشته های دکتر علی شریعتی, جملات شریعتی, جملات کوتاه شریعتی ادامه مطلب ... یکشنبه 16 مرداد1390 :: 16:33
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 16:14
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:59
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:58
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:57
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:55
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:42
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:41
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:39
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:32
یکشنبه 16 مرداد1390 :: 1:26
حسين محي الدين الهي قمشه اي فرزند چهارم استاد فقيد مهدي الهي قمشه اي و خانم طيبه تربتي در دي ماه 1318 (ژانويه 1940) در تهران به دنيا آمد. تحصيلات ابتدائي، متوسطه و دانشگاهي را به ترتيب در دبستان دانش، دبيرستان مروي و دانشکده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران تا درجه دکتري (Ph.D. In Islamic Philosophy & Theology) به پايان برد و نيز تحصيلات حوزوي و سنتي را نزد پدر، و استادان ديگر دنبال کرد. پدر ايشان فيلسوف، مجتهد، شاعر و مترجم برجسته اي بودند و اولين و معتبر ترين ترجمه فارسي قرآن از کارهاي ايشان ميباشد. دکتر قمشه اي پس از پايان تحصيلات دانشگاهي به کار تدريس در دانشگاه تهران و ساير مراکز آموزش عالي در داخل و بعد ها خارج از کشور پرداخت و در کنار آن به تاليف و ترجمه در زمينه عرفان و ادبيات و زيبائي شناسي مشغول شد. ايشان داراي همسر و دو فرزند، يک پسر و يک دختر بنامهاي شاهد و شادي مي باشند. وی همه آموزش هاي او در ايران صورت گرفته و زبان انگليسي، عربي، فرانسه و غيره را نيز در ايران آموخته است. استاد قمشه اي، با خستگي ناپذيري تحسين بر انگيزش همواره پيک آشنايي ايراني و غير ايراني با فلسفه و ادبيات غني عرفاني ايران بوده و در اين راستا در دانشگاههاو مراکز علمي فرهنگي بيشماري در ايران و خارج از ايران تدريس و سخنراني داشته که از آن ميان ميتوان تدريس فلسفه، عرفان، ادبيات، و هنر در دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي ايران و همچنين دانشگاههاي لندن، آکسفورد، هاروارد، پرينستن، و برکلي کاليفرنيا را نام برد. دکتر قمشه اي همچنين با هنر هايي چون نقاشي و موسيقي و خوشنويسي از نزديک آشنايي دارد و گاهگاهي در زمينه خوش نويسي آثاري از او به نمايش گذاشته شده است. ايشان به موسيقي ارادت خاص دارد و آنرا بيش از ساير هنر ها در سخنرانيهاي خود ستوده و همگان را به آموختن آن تشويق نموده است. به قول يکي از موسيقيدانان هيچيک از سخنرانيهاي دکتر قمشه اي نيست که در آن نکته اي در باره موسيقي نباشد. دکتر قمشه اي از حافظه درخشاني برخوردار است و به نظر مي رسد که قرآن را تقزيبا از حفظ دارد و با مثنوي و حافظ و نظامي و فردوسي چنان است که گويي ديوان آنها در پيش روي او گشاده است و بخصوص گلشن راز شيخ محمود شبستري تماما در خاطر اوست. وي همچنين در ادبيات انگليس و عرب نيز مي تواند ساعتها از حفظ ، اشعار و قطعاتي را بازگو کند. الهی قمشهای دارای چندین تالیف و ترجمه است. مجموعهای از سخنرانیهای او که به زبان فارسی و انگلیسی در سازمانها و دانشگاههای داخل و خارج ایران ایراد شده نیز به صورت نوارهای صوتی و تصویری در زمینه عرفان، ادبیات و هنر به علاقمندان عرضه شده است و تعدادی از این سخنرانیها از شبکه چهار سیما و شبکه جام جم پخش میشود. فهرست آثار مکتوب: گزیده فیه ما فیه (مقالات مولانا)، تلخیص و شرح: انتشارات علمی و فرهنگی گزیده منطق الطیر (عطار): انتشارات علمی و فرهنگی شرح گلشن راز (شیخ محمود شبستری): انتشارات علمی و فرهنگی ترجمه گزیده سخنان شکسپیر: انتشارات علمی و فرهنگی تصحیح دیوان حافظ: انتشارات سروش و انجمن خوشنویسان بررسی آثار ترجمه شده اسلامی به زبان انگلیسی: انتشارات سمت مقالات: انتشارات روزنه پیامبر، ترجمه اثر جبران خلیل جبران: انتشارات روزنه کیمیا(مجموعه مقالات، ترجمه ها، ...) ۵ جلد: انتشارات روزنه ۳۶۵ روز با سعدی: انتشارات سخن ۳۶۵ با سایر ادبا، عرفا، فلاسفه، ...: انتشارات سخن (زیر چاپ) مقدمه، تصحیح و شرح دیوان حافظ: انتشارات پیک علوم کتاب فصلنامه چلیپا. ناشر: نشریه خط و خوشنویسی کتاب نغمه حسینی. انتشارات پارسیان قرآن بزرگ. (ترجمه قرآن استاد فقید مهدی الهی قمشه ای). انتشارات روزنه قرآن دو جلدی (عربی و فارسی). ترجمه قرآن استاد فقید مهدی الهی قمشه ای. انتشارات هفت گنبد دیوان حافظ با خط استاد امیر خانی. انتشارات میر دشتی تقویم. انتشارات احتشام شنبه 15 مرداد1390 :: 22:5
موضوعات
برچسبها
پيوندها
|
||||||